حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2660

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

را به خود شخصى ، كه مورد عنايت بود واميگذارد ( فيلوستراتوس همانجا ، بند 28 و 34 ) . در باب شاهان اشكانى نيز بايد گفت ، كه از نگارشات موسى - خورن در تاريخ پارت ، صفحه 213 چنين برميآيد ، كه پارتيها شخص شاه اشكانى را مقدّس و مصون ميدانستند و پس از مرگش مجسّمه او را ساخته آن را محترم ميداشتند ( بعضى گويند ميپرستيدند ) و نيز چنين به نظر ميآيد ، كه بلند كردن دست بر شاه اشكانى فعلى بوده ممنوع ، حتّى در ميان مدّعيان سلطنت ، وقتى كه شاهى اسير ميگرديد كشتن او جايز نبود . در باب تجمّلات دربار اشكانى هم اطّلاعاتى صحيح بما نرسيده . بعضى اطلاعات مختصرى را ، كه پلوتارك راجع به سورنا فاتح كراسّوس بيان مىكند ، شامل دربار اشكانى نيز ميدانند ، ولى از يك قضيّهء جزئى نتيجهء كلّى گرفتن منطقى نيست . بهرحال مورّخ مزبور گويد ( كراسّوس ، بند 24 ) ، كه سورنا بجنگ كراسّوس با اين كبكبه رفت : دويست ارّابه حرم ( زنان غير عقدى ) او را نقل ميكرد و هزار شتر باروبنه او را ميكشيد . ده هزار نفر از رعايايش با او بجنگ رفته بودند . خود سورنا لباسى مانند لباس ماديها در بر داشت ، صورتش را آراسته « 1 » و بر خلاف پارتيها ، كه موهاى ژوليده داشتند ، با « فرقى » « 2 » موهاى سر را مرتّب كرده بود . از اينجا استنباط ميكنند ، كه تجمّلات دربار اشكانيان همان تجمّلات دربار هخامنشى بوده . منتها چون پارتيها درجهء تمدّن پارسيها را نداشتند ، ترتيبات و مراسم دربارى اشكانيان لطف ترتيبات دربار هخامنشى را نداشته . نويسندگان عهد قديم از جلال و شوكت دربار اشكانى بطور كلّى حرف ميزنند ، بىاينكه چگونگى آن را ذكر كنند ، باوجود اين چيزهائى ، كه معلوم مىباشد ، اين است : شاهان اشكانى ييلاق و قشلاق ميكرده‌اند و عدّهء ملتزمين آنها خيلى زياد بوده ، چنان كه گاهى آذوقه كم ميآمده ( سترابون ، كتاب 11 ، فصل 9 ، بند 1 ) . شاه حرم بزرگى داشته و عدّه زنانش زياد بوده ، ولى يكى از زنان ، ملكه بشمار

--> ( 1 ) - يعنى باصطلاح كنونى بزك كرده . ( 2 ) - مقصود از فرق در اين‌جا خطّى است ، كه فاصله ميان موهاى طرف راست و سمت چپ سر باشد .